على محمدى خراسانى
355
شرح كفاية الأصول (فارسى)
جسم سنگينى را با عرق جبين جابجا مىكند عرب مىگويد كه « اجتهد فلان فى حمل الثقيل . . . » يا كسى كه حاصلضرب دو در دو را به راحتى بدست مىآورد كسى نمىگويد كه فلانى اجتهاد كرد و متحمّل سختى و رنج شد ، ولى بر كار كسى كه سنگينترين مسائل رياضى را حلّ و فصل مىكند اطلاق اجتهاد مىشود . هكذا كسى كه ضروريات دين را بدست مىآورد نمىگويند كه فلانى اجتهاد كرد ؛ ولى فقيهى كه پيچيدهترين مسائل فقهى و احكام شرعى را از منابع آن استنباط مىنمايد بر كار او اطلاق اجتهاد مىشود و . . . 2 - اجتهاد در لغت عرب به معناى بذل وسع و طاقت آمده . اجتهد فى امراى بذل وسعه و طاقته ؛ يعنى تمام توان و نيروى خود را به كار برد و آنچه در وسعش بود در اين مسير بذل و بخشش نمود و در طبق اخلاص گذاشت « 1 » كه اين معنى هم نزديك به معناى قبلى است و چنين كسى متحمّل مشقّت است . 3 - در اصطلاح فقهاء و اصوليّون مشهورترين تعريف كه از قديم الايام براى اجتهاد آوردهاند و در كلام حاجبى « 2 » آمده و علّامه ره « 3 » نيز از ايشان پيروى نموده و در كتابشان آوردهاند اين است كه « الاجتهاد استفراغ الوسع فى تحصيل الظّن بالحكم الشرعى » يعنى اجتهاد عبارتست از اينكه انسان تمام وسع خويش را در طبق اخلاص نهاده و در جهت به دست آوردن ظنّ و گمان به حكم شرعى بذل نمايد . 4 - تعريف ديگرى از جناب شيخ بهائى نقل شده كه در زبدة الاصول « 4 » فرموده : « الاجتهاد ملكة يقتدر بها على استنباط الحكم الشرعى الفرعى من الاصل فعلا او قوّة قريبة » يعنى اجتهاد عبارتست از ملكهء نفسانيّهاى كه با آن انسان قدرت پيدا مىكند بر استنباط حكم شرعى فرعى از اصل ( منابع و مدارك احكام ) حال اين استنباط بالفعل باشد يا بالقوّهاى كه نزديك به فعليّت است . در تعريف قبلى اجتهاد از مقولهء فعل و كار شخص مجتهد است كه تمام توان خويش را براى نيل به احكام شرعى به كار مىبندد . در اين
--> ( 1 ) - المصباح المنير ، ج 1 ، ص 139 ، مادّه جهد . ( 2 ) - شرح مختصر ، ص 460 . ( 3 ) - مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 240 . ( 4 ) - زبدة الاصول ، ص 141 ، منهج چهارم .